علي و مهد
چند روزيه كه علي ديگه بهانه گيري براي رفتن به مهد نمي كنه . تا چند روز پيش مكافاتي براي بردن علي به مهد داشتيم . حتي مهدشو عوض كرديم ولي بازم كارساز نبود . همسري مي گفت چون علي تا حالا هر كاري كه دوست داشته انجام ميداده ولي توي مهد يه سري محدوديتهايي داره براهمين دوست نداره . خدا را شكر فعلا كه ميره . ديروز كه رفتم دنبالش . شنيدم يكي از دوستاش ميگفت فردا اومدي دوباره برقصي . پسرم هم مي گفت باشه.فكر كنم مهد براش آموزش رقص گذاشته. اون هم چون بچه ها بيشتر بهش توجه ميكنن خوشش اومده . آخه يكي ديگه از بچه ها هم كه مامانش همزمان من اومده بود دنبال دخترش ، هي به دخترش ميگفت بيا سوار ماشين شو بريم .... اما دختر خانوم ميگفت مامان بزار با علي خ...








